محمد تقي جعفري

263

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نشانهء الهى در شما سراغ دارم و شما را جلوه گاه مشيت پروردگارم مىدانم . مجبوريد از من بپذيريد كه آنچه كه اجتماع از من مىخواهد در عقيدهء من يك خواستهء بىاصل و پشتيبان نيست ، اين خواسته داراى منبع و نيروى اجرائى الهى است شما گمان مىكنيد كه در منطق من خدا را تكيه گاه اجتماع قرار دادن تنها از فعاليّت حسّ اصل جويى منطقى سرچشمه مىگيرد ، يا خيال مىكنيد كه قيافهء جدّى و رياضى جهان هستى قوهء شاعرى در من تحريك كرده و براى شما شعر مىگويم نه ، به حقيقت حق ، سوگند ، اين مطلب را نه براى اشباع حسّ اصلجويى مىگويم و نه از روى شعر و شاعرى پا در هوا . من اين حقيقت را كه : * ( « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ وَنَعْلَمُ ما » ) * ( 1 ) . ( و ما به انسان از رگ گردنش نزديكتريم ) . * ( « هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ » ) * ( 2 ) . ( و او با شما است هر جا كه باشيد ) از روى مشاهده مىگويم . پس قطعى است كه من خواسته‌هاى معقول زندگانى مادى و معنوى شما را از جان و دل خواهم پذيرفت ، چنان كه خواسته‌هاى خداوندى را كه بوسيلهء دستوراتش شناخته‌ام ، از جان و دل پذيرفته‌ام . اگر من خواسته‌هاى شما را ارادهء خداوندى تلقى نكرده بودم ، هرگز تعبير حق در بارهء آن خواسته‌هاى نمىنمودم . مگر نمىشنويد كه با صراحت كامل مىگويم فاما حقكم على ( امّا حق شما بر عهدهء من . . . ) من كه حق را مىشناسم و لحظه اى در آن شك نكرده‌ام و آن را با عظمتترين نيروى تكامل انسانى و تخلف از آن را سقوط نهايى مىدانم ، چطور امكان دارد كه آن را بيهوده در بارهء خواسته‌هاى شما به كار ببرم . با اين توضيح شما را تهديد مىكنم و بطور جدّى از شما مىخواهم كه جز

--> ( 1 ) ق آيهء 16 . ( 2 ) الحديد آيهء 4 .